Wednesday, September 1, 2010
اگر روز ایران کسی هم نیامد ،نه نا امید میشوم و نه خسته از راهپیمایی
موفق و سر بلندو سبز باشید
Tuesday, August 31, 2010
لزوم انتشار آدرس منزل کروبی در صورت ادامه حصر خانگی
Sunday, June 13, 2010
حکومت بداند که نه ما از سران جنبش عبور میکنیم و نه آنها از ما عبور میکنند
Friday, June 11, 2010
مجوز صادر شد،فیلم جدید ندا آقا سلطان
Wednesday, March 17, 2010
Tuesday, March 16, 2010
مامان امشب برامون دعا بخون
Monday, March 15, 2010
پخش آهنگهای سیاسی در ماشینها در روز و شب چهارشنبه سوری
Thursday, March 11, 2010
بچهها بیدارید،چهار شنبه سوری نزدیکه
Monday, March 1, 2010
ا-۱۵ اسفند ،به تمای درختهای خیابان ولیعصر ،رو بان سبز میبندیم
با این حل این روز از بقیه روزها مثل۱۳ آبان،۱۶آذرو...بهتر است چون در این اعتراض زمان و مکان به طور کامل مشخص نیست ،یعنی اینکه ،این طور نیست که همهٔ مردم راس سا عت ۱۰ یک جا باشند.
در این روز هر نفر میتواند یک روبان به هر درخت خیابان ولیعصر در هر زمان ممکن ببندد.در این روش احتمال سر کوب کم است،زیرا مکان اعتراض بسیار گسترده است و هر چقدر مکان گسترده باشد احتمال سرکوب کم تر است مثل اوایل و بعد از انتخابات.
کوچکترین مزیت این اعتراض ،در صورت نرفتن مردم،الاف شدن و خسته شدن نیروهای حکومتی است
Monday, February 22, 2010
چهار شنبه سوری امسال را مثل هر سال دیگر گرامی می داریم،ولی بدون خشونت
Tuesday, February 16, 2010
بابا، گولِ این اَنو نخورید
من واقعاً در تعجب و حیرانم که این مردم ایران البته همون حد اقلی که عموماّ قشر پائین دست جامعه هستند چرا گول این اَنو خوردن.ساعت ها به این موضوع فکر کردم اما به همون نتیجهای که در اول به اون رسیده بودن رسیدم که دلیل گول خوردن این افراد نا آگاهی نسبت به اطراف و نسبت به واقعیت است که اگر این موضوع رو ریشه یابی کنیم می بینیم که جنبش نیز به این موضوع کم رسیدگی کرده و شاید هم اصلا مقصر ما هستیم(البته حکومت ۳۰ساله تمام با همهٔ امکانات سعی در بی اطلاع گذاشتن مردم از وقایع داشته که اکنون می بینیم ۷۰ درصد مردم از همه چی خبر دارن )ولی ما باید آن ۳۰ درصد رو هم مال خود کنیم تا به معنی واقعی ۱۰۰ درصدی حکومت رو از بین ببریم.
اما آنها یی که در خارج هستن.شما دیگه چرا؟اگه بگیم امکانات ندارید پس اون ۷۰ درصدی که در ایران به دونه امکانات آزادی خواه هستند چی؟اگه بگیم فرق آزادی با زندانو نمیدونید ،که اینم در مورد شما صدق نمیکنه ،آخه شما که اینترنت کم سرعت و فیلترشده هم ندارید که بگیم به اخبار دست رسی ندارید .پس آخه چرا شما با این حکومت برخورد جدی نمیکنید به خدا اینا کار شونه که تو اخبار بگن ما مذاکره میکنیم و بعد بیان تو ایران اعدام کنن .به خدا همه جوانهای پاک این مملکت دارن یکی یکی از بین میرن .به خدا من اگر کشورم آزاد بود یک لحظه هم چشامو رو جنایتهای یه کشور دیکتاتوری نمیبستم و ساکت نمیشدم.
کسی از بزغالههای ایرانی خبر داره؟
درست همین ۹ دی امسال بود که به درجه رفیع بزغاله بودن ارتقا پیدا کردیم و این موضوع باعث شد که برای اولین بار در زندگیم به خودم افتخار کنم و پیشرفت واقعی رو بتونم در خودم لمس کنم ،زیرا اول وجود خارجی نداشتم و بعد وجود پیدا کردم ،اندکی گذشت خس و خاشاک شدم،اندکی بعد ... و تا اینکه آخرین لحظه بزغاله شدم ،واقعا فیلمیست، این روند بزغاله شدنم
چرا لینکهای عقلانی ،فدای لینکهای حماسی میشوند؟
ماشین امروز منو زیر نکرد ،خدایا شکرت
Monday, February 15, 2010
از ۸ اسفند تا ۱۵ اسفند، هفته را هفته سبز بنامیم
ضرورت عوض کردن دید جامعه نسبت به جنبش سبز
- ۱۳ آبان سبز
- جنبش راه سبز
- ۲۲ بهمن سبز
- V
- مرگ بر دیکتاتور
آیا این شعارها تحریک کننده است؟ آیا در این شعارها از خواستههای حداقلی اقشار مختلف جامعه گفته شده است؟ منظور مشکلات اقتصادی و آزادیهای فردی و اجتماعی است؟ تکرار میکنم آیا این شعارها تحریک کننده است؟
آیا نماد سبز من, باید به سخره گرفته شود؟
به دلیل تربیت حکومتی-سنتی اعمال شده بر مردم، ذائقه مسخره کردن و سرسری گرفتن و کم ارزش دانستن کارها و نظرات (و در اینجا، مبارزات افراد) به شدت در کل جامعه عمومیت دارد. این دقیقا چیزی بوده که حاکمیت میخواسته و ۳۱ سال برای رواج آن به شدت تلاش کرده: ما میگوییم شما با هم تفاوت دارید و یکسان نیستید و حقوق متفاوت دارید، پس بزنید بر سر یکدیگر و با زبانتان بسوزانید حیثیت هم را!
از طرفی، ۳۰۰هزار یزشک و دکتر و میلیونها فوقلیسانس بیخاصیت تولید کرده و از طرف دیگر، میلیونها نفر بیسواد باقی گذاشته، میلیونها نفر سربازی رفته و صدهاهزار نفر به ریش این میلیونها نفر خندیدهاند، صدهاهزار نفر را بسیجی و جانباز و شهید کرده و به بعضیهاشان مزایا داده و میلیونها نفر را بچه سوسول و ژیگولو و بالا شهری میخواند، میلیونها نفر را چادری کرده و میلیونها نفر را بدحجاب میخواند! میلیونها کافر و میلیونها باایمان! شیعه، سنی، ترک، رشتی، عرب، فارس، کرد، لر، میلیونها معتاد... مثالها بیشمار است.
حتما از خود میپرسید از بین بردن این شکافها سالها زمان میبرد. حال ما که حتی یک رسانه فراگیر نداریم چگونه میتوانیم با یک دیوارنویسی چند کلمهای چنین تاثیری بگذاریم؟ بله این شکافها با دیوارنویسی حل نمیشود ولی آیا نمیتوان با طرح مطالبها قابل فهم برای عموم که هم خواستههای اقتصادی-اجتماعی تودهها را دربرگیرد و هم اعتماد جنبش را بین تودهها بالا برد و هم آنها را تحریک کرده و به خود آورد، شروع به یکپارچه سازی کنیم؟
آیا تودهها با دیدن مدام کلمه سبز، رنگ سبز، بر روی دیوار و اسکناس چیزی دستگیرشان میشود و آماده جانفشانی میشوند؟ آیا آنها بیانیههای موسوی را خواندهاند؟ آیا مثل بچههای بالاترین از جزئیات فساد و جنایات رژیم با خبر هستند؟ آیا ماهوارهای دارند؟ آیا میدانند جنبش سبز چه میگوید و کلمه سبز چه معنایی دارد؟ و یا آن که از بس این کلمه تکرار شده ولی از آن سر در نیاوردهاند و حملات رژیم را هم که میدانیم چگونه است آنرا مسخره میپندارند؟
مثال. چند روز قبل از ۲۲ بهمن بود و در پاساژ قائم در تجریش گذر میکردم که یک دختر خانم با تیپ معلم یا داشنجو (منظور ساده بودن است) دستبند سبزی به دست بسته بود و یک پسر بوتیک دار (که ابروها را نازک کرده و موهای سیخ سیخ و مملو از ژل و لباس آنچنانی داشت) وی را دید و به دوست یا همکارش گفت این رو نگاه کن هنوز سبز مونده! دخترک نگاهی کرد و به راه خود ادامه داد! آیا شما فکر میکنید این پسر با این شکل و شمایل از عشاق سید علی قاتل است؟ نخیر بر عکس مطمئن باشید صبح تا شب به بالا و پایین این حکومت بد و بیراه میگوید! ولی چرا برای تیکه انداختن به یک نفر کلمه سبز را که برای ما چنان مفهوم عمیق و تاثیرگذاری دارد به سخره میگیرد و بازیچه میپندارد؟
من بشخصه موارد اینچنینی زیاد دیدهام، ایرانی جماعت که با زبانش بالا و پایین مفاهیم مفهوم را یکی میکند آیا با تکرار مدام کلمه سبز و جنبش سبز از جانب ما که برای بسیاری نامفهوم است آب به آسیاب دشمن نمیریزد؟
دیوارنویسی برای جذب رایدهندگان به احمدی نژاد
میدانیم بسیاری از تودههای پایین دست و ناآگاه در انتخابات اخیر به احمدی نژاد رای دادند.
نکته. اکثر انسانها شخصا دوست ندارند به میلشان به صورت کلامی اعتراف به اشتباه کنند.
ما باید اینها را هم از عناصر پیشرو جنبش کنیم. باید به آنها بگوییم خواستههای ما و شما یکی بوده ولی:
- شما گول ظاهر نامرتب و اصطلاحا کارگری این شخص (احمدینژاد) را برای بار دوم خوردهاید چون فکر میکنید چنین شخصی خود سختی کشیده است پس سختی کشیدگان را درک میکند و به کمک آنها میشتابد (همزاد پنداری)
- شما تحت فشار این نظام بودهاید ولی چون احمدی نژاد به سنبل سالهای سال این نظام فاسد یعنی هاشمی رفسنجانی تاخته پس فکر میکردید دیگر ریشه فساد این نظام را خشک میکند ولی نمیدانستید خودش و رهبرش ام الافساد هستند.
نکته. حدودا چند نفری را میشناسم که با وجود مخالفت با نظام به احمدی نژاد رای دادهاند! هر بار که با یکی از آنها حرف میزنم فوری قانع میشوند ولی بعدا از چند وقت دوباره میشنوم در جایی نشسته و گفته آره احمدی نژاد که آدم نیست ولی این سبزها اگر اومدن و بدتر شد چی؟ بیکارن میریزن تو خیابون؟
عدم همراهی رایدهندگان به احمدی نژاد با جنبش سبز ۲ دلیل عمده دارد:
- عدم پذیرش اشتباه در انسانهاست که عمومیت داره.
- عدم توجه گسترده جنبش به آنهاست که آنها را بیخاصیت کرده. باید بگوییم بابا درد ما یکی است. جنبش همون اهداف شما را دنبال میکند، این جنبش فراتر از رای به موسوی و احمدی نژاد است، آنها از شما سواستفاده کردهاند همانطور که از ما سو استفاده کردند تا بگویند همه به نظام رای دادند! نباید از لفظ احمدینژادیها استفاده کنیم، چون رایدهنده به وی که اگر حتی مخالف دو آتشه نظام هم باشد ناخودآگاه باوجودی که دیگر میداند وی کیست ولی باز هم صبر میکند تا یک نکته مثبت در وی و نکات منفی در طرف مقابل بیابد و بگوید آنقدرها هم اشتباه نکردم!
نتیجهگیری
تنها رسانه گسترده ما برای تودهها، دیوارنویسی و پخش خبرنامه و سی.دی. جنایات است که در این بین گستردهترین و کمخرجترین و در عین حال تاثیرگذارترین روش، دیوار نویسی است. با توجه به مطالب گفته شده از طرح شعارهای نامفهوم مثل ۲۲ بهمن سبز یا راه سبز و Vی سبز... به سمت شعارهای اثر گذار با ماهیت اقتصادی-اجتماعی برویم:
- هموطن تا کی میخوای مثل کرم زندگی کنی؟
- سفره سپاهی پر مرغه / بس که حق مردم رو خورده
- میخوای نبینی که به فرزندت تجاوز میکنن پس چشمت رو ببند
- دست به دست هم تا آزادی
- فرزندش را کشتند، فردا نوبت توست
- هر روز فقیرتر از دیروز
مطلب اصلی و تیتر اصلی در وبلاگ زیرمی باشد
http://www.divarnevis.com/2010/02/blog-post_3948.html
که من چون یکبار با همان تیتر فرستادم در بالاترین به دلیل منفی گرفتن زیاد به علت تیتر نا مناسب پاک شد برا همین با تیتر بهتری در بالاترین قرار دادم چون احساس کردم مطلب خوبی است
Sunday, February 14, 2010
برنامه جنبش سبز تا آخر سال
از ۸ تا ۱۵ اسفند همراه با آغاز هفته وحدت ما نیز به مدت یک هفته همگی با لباس یا نماد سبز به خیابان می یاییم به طوری هفته را،هفته سبز می نامیم ،همان روز ۱۵ اسفند ،روز درخت کاریست که ما نیز با همان نماد سبز که بر تن داریم یا به مچ خود بستیم ،یک بوته یا هر چیز دیگری را که به آن روبان سبز بستیم در زمین می کاریم که با این کار هم روز درخت کاری رو گرامی می داریم و هم زمین رو سبز خواهیم کرد.روز ۱۷ اسفند یک مکان فرهنگی هنری مثل میدان آزادی یا یک فرهنگسرا انتخاب میکنیم و همه آنجا جمع میشیم و راهپیمأیی سکوت انجام میدیم و از خانم زهرا رهنور میخواهیم که در این روز سخنرانی کنه.۴شنبه آخر سال همگی ساعت ۱۰ الله اکبر میگیم بر پشت بام خانههایمان و ساعت ۱۱ با شمع و نماد سبز به خیابان می یا ییم و شمعی برای شهدای سبز روشن می کنیم و مهمترین مناسبت که می تونیم ایجاد کنیم و مجوز نمی خواد جمعه آخر ساله که همه به بهشت زهرا میریم که ۳ مزیت داره :۱.اینکه به از دست رفته گانه فامیل خود سر میزنیم۲. به خانواده های شهدای آزادی تسلیت و تبریک میگوییم۳.اینکه روزی خود نیز خواهیم مرد پس چه بهتره با نام نیک بمیریم مثل نداها و سهرابها
About Me
Archive
-
▼
2010
(17)
-
►
February
(8)
- چهار شنبه سوری امسال را مثل هر سال دیگر گرامی می ...
- بابا، گولِ این اَنو نخورید
- کسی از بزغالههای ایرانی خبر داره؟
- چرا لینکهای عقلانی ،فدای لینکهای حماسی میشوند؟
- ماشین امروز منو زیر نکرد ،خدایا شکرت
- از ۸ اسفند تا ۱۵ اسفند، هفته را هفته سبز بنامیم
- ضرورت عوض کردن دید جامعه نسبت به جنبش سبز
- برنامه جنبش سبز تا آخر سال
-
►
February
(8)