Wednesday, September 1, 2010

اگر روز ایران کسی‌ هم نیامد ،نه نا‌ امید می‌‌شوم و نه خسته از راهپیمایی

به دنبال جوی که در جامعه مجازی به وجود آماده مبنی بر اینکه اگر کسی‌ در روز ایران از طرف جنبش سبز نیاید جنبش دچار سر خوردگی و تمسخر دولت میشود لازمه تذکر میبینم که اگر جنبشی با نیامدن هوادارش مورد تمسخر قرار میگرفت و سرخورده میشد در حال حاضر هیچ آزادی و عدالتی در جهان نبود.دوستان ب بهانهٔ اینکه راهپیمایی هزینه دارد توصیه می‌کنن که افراد نرن در صورتی‌ که افراد می‌تونن بگن ما میریم و شما نیز بیایید فقط بیخود و بی‌ جهت خود را در دردسر نیندازید،و من همین جا از افرادی که میخوان بیان تقاضا می‌کنم که مواظب خود باشن و به عنوانه اثبات حضور خود بیان نه به خاطر کسی‌ فقط و فقط به خاطر افکار و خون همهٔ شهدای جنبش سبز البته اگر راه آنها و خود را بیهوده نمیدانید.
موفق و سر بلندو سبز باشید

Tuesday, August 31, 2010

لزوم انتشار آدرس منزل کروبی در صورت ادامه حصر خانگی

در صورت ادامه این حرکت احمقانهٔ حکومت که فکر می‌کند با این کار باعث ترس و وحشت میشود آدرس منزل کروبی را به سرعت در جامعه مجازی و در بین مردم گسترش خواهیم داد و در ادامه شب‌های قدر در مقابل خانهٔ ایشان اعلام حضور خود را در راهپیمایی روز قدس اعلام می‌کنیم

Sunday, June 13, 2010

حکومت بداند که نه ما از سران جنبش عبور می‌کنیم و نه آنها از ما عبور میکنند

با یک جست جوع ساده و دیدن سایتهای هوادار دولت و همچنین حمله به مهدی کروبی دولت به طور جدی می‌خواهد از این بیانیه آخر موسوی و کروبی بر علیه آنها استفاده کند و بین مردم و موسوی و کروبی اختلاف بیندازد اما باید بدونن ما تا آخر با آنها هستیم و آنها نیز تا اخر با ما هستن و در صورت دستگیری آقایان موسوی و کروبی وعده ما از انقلاب تا آزادی به هر دو معنی

Friday, June 11, 2010

مجوز صادر شد،فیلم جدید ندا آقا سلطان

برای من از اولین روز بعد انتخابات ، مجوز صادر شده بود(برای همه یه روزها) ولی‌ این فیلم برای دوستانی که دنبال مجوز بودن ،مجوز صادر کرد.البته نمی‌خوام به این موضوع بیانیه ی موسوی و کروبی بپردازم ولی‌ امیدوارم که که با دیدن این فیلم همه بار دیگر حماسه دیگری بسازیم ،و در این زمان ممکن آقایان موسوی و کروبی با دادن بیانیه‌ای بگویند که ما فقط بخاطر شما آن کار را کردیم(یعنی واقعا برای شما) ولی‌ حالا که شما هستین ما نیز فردا در کنار شما در خیابان هستیم تا من تو دهنی هایی که امروز در کلاس درس از بقیه بچه‌ها خوردم را روز بعد ۲۲ خرداد جواب دهم(البته اگه روز یا روزهای بعد ۲۲ خرداد کلاس برگزار بشه

Wednesday, March 17, 2010

Tuesday, March 16, 2010

مامان امشب برامون دعا بخون

نمیدونم ولی‌ یه حس عجیبی‌ دارم یه حسی که تاحالا فقط دو سه بار تجربه کردم .از یه طرف خوش حالم که جنبش بد از ۱۰ ماه به طور کاملا خودجوش زنده ا‌س و می‌خواد چهار شنبه آخر سال رو به بهترین شکل ممکن برگزار کنه ولی‌ از طرفی‌ هم میترسم از اینکه اگه سالم اومدم خونه ببینم موضوع داغ فیلمی از کشته شدن هموطن دیگری باشه .امیدوارم که همه سالم برسن به خونهاشون (البته اگه این درگیری‌ها طولانی نشه)و اینکه تو رو خدا مواظب خودتون باشید و امشب تک هیچ وقت نباشید ،من که دیشب به مامانم گفتم برام دعا بخون

Monday, March 15, 2010

پخش آهنگ‌های سیاسی در ماشین‌ها در روز و شب چهارشنبه سوری

امروز که داشتم تو تاکسی میومدم راننده یه آهنگ فرهاد گذاشته بود،یه لحظه اومد تو ذهنم که چرا این کارو تو چهارشنبه سوری انجام ندیم چرا که در چهارشنبه سوری اصولاً همه جا ترافیکه و همه می‌تونن آهنگ‌های سیاسی مثل همین آهنگ جدید هیچکسو بزارن و صدا شو زیاد کنن و همین کار باعث تقویت بچه‌هايی است که احتمالا دارن مقاومت می‌کنن با مزدوران رژیم

Thursday, March 11, 2010

بچه‌ها بیدارید،چهار شنبه سوری نزدیکه

فقط می‌خوام بگم که مبادا اشتباه ۲۲ بهمن را تکرار کنیم چون من هنوز از بعضی‌ ها(در اتوبوس و تاکسی) میشنوم که میگن :ما هنوز نمیدونیم که کجا قراره مردم جمع بشن ،باید از همین الان به سراغ برنامه ریزی و چگونگی‌ اجرای چهار شنبه سوری بریم نه مثل ۲۲ بهمن که شب ۲۱ بهمن داشتیم تصمیم میگرفتیم که چی‌ کار کنیم یا چی‌ کار نکنیم(با اغراق گفتم تا به چشم بیاد)پس هرچه زودتر در مورد چهار شنبه آخر سال بحث و موضع داغ ایجاد کنیم تا اگر هم نقائصی در چگونگی‌ اجرای چهار شنبه آخر هست از میان برود و بتوانیم یک شب به یاد ماندنی در تاریخ ایران ثبت کنیم،این را هم فراموش نکنید که ما،امسال چهار شنبه سوری و پنج شنبه آخر سال که همه می‌رن به بهشت زهرا را در یک هفته داریم که این موضوع کمک به تداوم اعتراض‌ها می‌کنه.

Monday, March 1, 2010

ا-۱۵ اسفند ،به تمای درختهای خیابان ولیعصر ،رو بان سبز میبندیم

۱۵اسفند روز درخت کاریست ما(جنبش سبز)می‌ توانیم در این روز یک اعتراض یا راهپیمایی برای خود ایجاد کنیم،البته همین جا اضافه می‌کنم که خود با اعتراض و راهپیمایی هایی که در روزهای خاص و یا روزهای مناسبتی صورت می گیرد به شدت مخالفم،ولی‌ برای جذب توده ی مردم راهی‌ جز این راه نمانده است.(البته به جز اطلاع رسانی)

با این حل این روز از بقیه روزها مثل۱۳ آبان،۱۶آذرو...بهتر است چون در این اعتراض زمان و مکان به طور کامل مشخص نیست ،یعنی‌ اینکه ،این طور نیست که همهٔ مردم راس سا عت ۱۰ یک جا باشند.

در این روز هر نفر میتواند یک روبان به هر درخت خیابان ولیعصر در هر زمان ممکن ببندد.در این روش احتمال سر کوب کم است،زیرا مکان اعتراض بسیار گسترده است و هر چقدر مکان گسترده باشد احتمال سرکوب کم تر است مثل اوایل و بعد از انتخابات.

کوچکترین مزیت این اعتراض ،در صورت نرفتن مردم،الاف شدن و خسته شدن نیروهای حکومتی است

Monday, February 22, 2010

چهار شنبه سوری امسال را مثل هر سال دیگر گرامی‌ می داریم،ولی‌ بدون خشونت

نمیدونم که چرا بعضی‌ از ما هنوز نفهمیدیم که اگر ما هیچ کاری هم نکنیم باز اینا (حکومت)هر اتفاقی‌ که بیفته میزند پای جنبش،این حرف من به این معنی‌ نیست که جنبش با خشونت بره جلو ،چون اصلا نمی‌شه با خشونت از این رژیم امتیاز گرفت ولی‌ به این منعا هم نیست که جنبش مثلا در روز ۴شنبه سوری هیچ کاری نکند ،چون اگر اتفاقی‌ بیفتد میزنند پای جنبش،گیرم که بزنند به پای جنبش مگر در روزهای قبل این کارو نمیکردن،مگر عکس خمینی و دیگر کارها... را جنبش انجام داد که زدند به پای جنبش، پس این جوی که در بالاترین افتاده که جنبش سبز در روز ۴شنبه آخر سال اصلا کاری نکند بی‌ معنی‌ است.ما میتونیم از این روز نهایت استفادرو بکنیم و کارهای مخفیانه یی که هم نیاز به زمان و هم نیاز به موقعیت را داشت را به صورت عمده و همزمان انجام دهیم ولی‌ این امر نیازمند اطلاع رسانی خوب و به موقع است که من و تو که در بالاترین هستیم باید انجام دهیم.به نظر من ما میتونیم در این روز یا شب کار‌های متفاوتی انجام دهیم که من خود با مطالعه ایده هایی که در بالاترین آماده بود ولی‌ جّو حاکم بر بالاترین این ایده ها را خفه کرده بود به این نتیجه گیری رسیدم :که ما روز ۴شنبه آخر سال را مثل همیشه گرامی می داریم ولی‌ با تفاوت هایی:مثلا در این روز داشتن نماد سبز برای هر کس میتواند یک سلاح و یه علامت باشد البته منظورم از نماد سبز میتواند نماد ظاهری و هم نماد آتش بازی‌ باشد ،مثلا به جای نارنجک می‌توان از تخم مرغ ها ی سبز استفاده کرد و حتی از نارنجک می‌توان استفاده کرد که در آن نمک و مقداری زرنیخ ...(بقیه رو نمیتوانم توضیح بدم به خاطر قوانین) قاطی‌ کرد که دود آن به رنگ سبز در آید(البته توصیه نمی‌شود)همچنین در این روز می‌تونیم به صورت خیلی‌ ،خیلی‌ گسترده اطلاع رسانی کنیم و تراکت و سی دی و همچنین شعار نویسی کنیم (البته نوع این اطلاع رسانی هم مهم است که مراسم بعدی را اطلاع رسانی کنیم یا حقایق این رژیم رو که البته اطلاع رسانی مراسم بعدی خیلی‌ مهمتر است ولی‌ خودم باز با این موضوع که فقط در روزهای خاص اعتراض کنیم مخالفم ، چون دولت نیز تجدید قوا می‌کند و می تونه خود را آمادهٔ دفاع کنه ولی‌ فعلا جز این راه، راه دیگری نداریم)در آخر ما باید این روز را روز مهمی‌ بدانیم زیرا اطلاع رسانی آن نیاز به زحمت ندارد چون همه می‌دانند و اینکه در این روز خود بچه‌هات دولت نیز ممکن است مورد برخورد مامورین قرار بگیرند که این باعث ریزش درونی حکومت میشه

Tuesday, February 16, 2010

بابا، گولِ این اَنو نخورید

سخنم با دو دسته از آدماست ۱-آن هایی که در ایران هستند۲-آن هایی که در خارج هستند و به قولی‌(خارجین)

من واقعاً در تعجب و حیرانم که این مردم ایران البته همون حد اقلی که عموماّ قشر پائین دست جامعه هستند چرا گول این اَنو خوردن.ساعت ها به این موضوع فکر کردم اما به همون نتیجه‌ای که در اول به اون رسیده بودن رسیدم که دلیل گول خوردن این افراد نا آگاهی‌ نسبت به اطراف و نسبت به واقعیت است که اگر این موضوع رو ریشه یابی‌ کنیم می بینیم که جنبش نیز به این موضوع کم رسیدگی کرده و شاید هم اصلا مقصر ما هستیم(البته حکومت ۳۰ساله تمام با همهٔ امکانات سعی‌ در بی‌ اطلاع گذاشتن مردم از وقایع داشته که اکنون می بینیم ۷۰ درصد مردم از همه چی‌ خبر دارن )ولی‌ ما باید آن ۳۰ درصد رو هم مال خود کنیم تا به معنی‌ واقعی‌ ۱۰۰ درصدی حکومت رو از بین ببریم.

اما آنها یی که در خارج هستن.شما دیگه چرا؟اگه بگیم امکانات ندارید پس اون ۷۰ درصدی که در ایران به دونه امکانات آزادی خواه هستند چی‌؟اگه بگیم فرق آزادی با زندانو نمیدونید ،که اینم در مورد شما صدق نمی‌کنه ،آخه شما که اینترنت کم سرعت و فیلترشده هم ندارید که بگیم به اخبار دست رسی‌ ندارید .پس آخه چرا شما با این حکومت برخورد جدی نمیکنید به خدا اینا کار شونه که تو اخبار بگن ما مذاکره می‌کنیم و بعد بیان تو ایران اعدام کنن .به خدا همه جوانهای پاک این مملکت دارن یکی‌ یکی‌ از بین می‌رن .به خدا من اگر کشورم آزاد بود یک لحظه هم چشامو رو جنایت‌های یه کشور دیکتاتوری نمیبستم و ساکت نمیشدم.

کسی‌ از بزغاله‌های ایرانی‌ خبر داره؟

واقعاً کسی‌ از این بزغاله‌های سبز پوش ایرانی‌ خبر واقعی‌ داره ،که آنها الان در حال حاضر و در این شرایط کنونی‌ ایران کجا هستند؟آیا سردشونه؟آیا جای خواب دارن؟آیا در قفسی بنام زندان قرار دارند؟و هزار آیا ی دیگر...که من و تو از آن بی‌ خبریم.آیا من و تو که داری این مطلبو میخونی‌ها بزغاله ایم؟

درست همین ۹ دی‌ امسال بود که به درجه رفیع بزغاله بودن ارتقا پیدا کردیم و این موضوع باعث شد که برای اولین بار در زندگیم به خودم افتخار کنم و پیشرفت واقعی‌ رو بتونم در خودم لمس کنم ،زیرا اول وجود خارجی‌ نداشتم و بعد وجود پیدا کردم ،اندکی‌ گذشت خس و خاشاک شدم،اندکی‌ بعد ... و تا اینکه آخرین لحظه بزغاله شدم ،واقعا فیلمیست، این روند بزغاله شدنم

چرا لینک‌های عقلانی ،فدای لینک‌های حماسی میشوند؟

بیشتره موقع‌ها که به بالاترین سر میزنم اولین چیزی که جلب توجه می‌کنه برام اینه که اکثر لینکأی که فقط تیتر حماسی دارن و یا ایده ی دست نیافتنی دارن جزو لینک‌های داغن و وقتی‌ که می خوای‌ این لینکارو بخونی میبینی‌ اصلا یا مطلبی درش نیست و یا ایدهٔ مناسبی درش وجود نداره و به طور عامیانه تهی است. برا نمونه الان بحث است در بالاترین که برنامه یه جنبش برای آینده چیست؟ولی‌ اصلا هیچ ایده و یا مطلبی در مورد این موضوع باشد، من به شخص ندیدم البته در لینک‌های داغ.(منظورم موضوعی است که بالاترین خود ایجاد کند نه اینکه به ایستد و منتظر مناسبت ها باشد چون این کار اصلا حکومتو غافلگیر نمی کند و آنها نیز خود را تجدید قوا می کنند چون میدانند که جنبش فقط اون روز به خصوص و سر اون ساعت به خصوص اعتراض می کنه و خیلی راحت سرکوبش می کنند) ولی‌ وقتی‌ یه سر زدم به لینک‌های تازه و گذشتشو دیدم،احساس کردم مطالبی که داغ نمیشن مفیدترن از مطالبی که داغ می شن. نمی‌خوام لینک خودمو تبلیغ کنم ولی‌ من خودم یه لینک دادم برا جنبش که البته ایده بود ولی‌ چون در اون حرفی‌ از فتح زندان اوینو یا کشته شدن هموطن دیگری در اون نبود اصلا گم شد لایه بقیه لینک‌ها ،ولی‌ کافی‌ بود من فقط تیترشو حماسی می‌کردم که میدیدم که لینکم داغ شده.هدف از این لینک یاد دادن گشتن در بالاترین به کسی‌ نیست و اینکه چطوری لینکارو ببینن ولی‌ اینو دوست دارم که اگه لینکی‌ داغ می‌شه یه چیزیو به من اضافه کنه می‌تونه اطلاعات باشه و یا هر چیز دیگه‌ای و برا من واقعاً جای تااسف داره که من خودم یه لینک میزارم که در آن مردم با یگانه ویژه درگیر شدن سریع داغ می‌شه ولی‌ لینکی‌ که به معنی‌ واقعی‌ می‌تونه کمک کنه به جنبش اصلا دیده نمی‌شه.امید وارم که این مطلب کمکی در بهتر شدن لینک ها کنه.

ماشین امروز منو زیر نکرد ،خدایا شکرت

مردمی داریم به خدا هر اتفاقی‌ که میفته میگن خدایا شکرت. بابا به خدا وظیفه اس که طرف داره رانندگی‌ می‌کنه دقت کنه و تو رو زیر نکنه،بعد تو همین فکرایی که بغل دستید تو ماشین مگیه که این همون کامیونی بود که از کنار ما ردّ شد ببین پرایدو جم کرده ،بعد یه مکث می‌کنه میگه خدایا شکرت بعد میریم علت تصادوفو جویا میشیم میبینیم که طرف پول نداشته ماشینو تعمیر کنه این اتفاق افتاده،حالا جامعه ماهم شده همین خدایا شکرت که به طرف میگی‌ بابا ، بردار من تو باید ماشین خوب زیر پات باشه ،سرعته اینترنتت بالا باشه و به کلّ خوب زندگی‌ کنی‌ بعد میگه مگه میشه همون دقیقه از کنار یه نمایشگاه ماشین رد میشیم یه نگاه می‌کنه میگه چی‌ میشد من یه دونه از اینارو داشته باشم بعد همونجا باهاش دست میدمو خداحافظی می‌کنم .میام خونه فکر می‌کنم که بر سر این ملت چی‌ اومده که اینقدر قانعا واینکه اصلا طرف نمیتونه فکرشو کنه که بره جایی که دوست داره زندگی‌ کنه بعد ما که داریم حرفه اونو می زنیم میگه اینا اینجوری نمی رن!بعد ما از این ملت چه انتظاری داریم که بیاد از جنبش دفاع کنه پیش خودش میگه اینا آرمانی فکر می‌کنن .این همون چیزیه که ارتباط جنبش سبز رو با مردم قشر پائین دست جامعه قطع کرده به طور دیگه وظیفهٔ مارو دوبرابر کرده در زمینهٔ اطلاع رسانی ،یعنی‌ ما باید اطلاع رسانی جنبش سبز رو به شکل خیلی‌ زیبا و فنی‌ هدفمند کنیم ،یعنی‌ هم زیبا باشه و هم همه ی اقشار جامعه اونو بفهمن و یا به طور دیگه حرف همهٔ جامعه باشه

Monday, February 15, 2010

از ۸ اسفند تا ۱۵ اسفند، هفته را هفته سبز بنامیم

برای بالا بردن روحیه جنبش سبز و همچنین نشان دادن قدرت جنبش سبز لازم است که ۸ اسفند تا ۱۵ اسفند را مثل قبل از انتخابات سبز کنیم یعنی‌ با نمادی مثل روبان سبز و پیراهن سبز یا هر چیز دیگری که نشان دهنده جنبش سبز است به خیابان بیایم و کارهای روزمره خود را انجام دهیم.یکی‌ از مزیت هایی که داره اینه که (البته اگه فراگیر بشه )هر کس به معنی‌ واقعی‌ میشود یک رسانه ،چیزی که جنبش به آن نیاز اساسی‌ داره و اگر این اتفاق بیفته باعث می‌شه که جنبش روحیه ی بیشتری بگیره و صدای این جنبش در توده ی مردم نفوذ کنه و باعث ریزش درونی حکومت بشه البته مهمترین مزیت هایی که داره اینه که نه نیاز به مجوز داره و نه این که حکومت میتونه توش مشکلی‌ ایجاد کنه.و البته این موضوع رو هم توجه کنید که این روش سرکوب نمی‌شه و همچنین هموطن دیگری رو شهید یا زخمی نمی‌بینیم که همین موضوع باعث می‌شه تا یک سری از نیروهای خودی که ریزش کرده بودن و به خاطره زخمی شدن و یا کشته شدن از جنبش کنار رفته بودن دوباره به جنبش به پیوندند

ضرورت عوض کردن دید جامعه نسبت به جنبش سبز

ضرورت عوض کردن نوع نوشته‌ها در دیوارنویسی‌ها؛ نفوذ در توده‌ها

- ۱۳ آبان سبز
- جنبش راه سبز
- ۲۲ بهمن سبز
- V
- مرگ بر دیکتاتور


MerryPic

آیا این شعارها تحریک کننده است؟ آیا در این شعارها از خواسته‌های حداقلی اقشار مختلف جامعه گفته شده است؟ منظور مشکلات اقتصادی و آزادی‌های فردی و اجتماعی است؟ تکرار می‌کنم آیا این شعار‌ها تحریک کننده است؟

آیا نماد سبز من, باید به سخره گرفته شود؟

به دلیل تربیت حکومتی-سنتی اعمال شده بر مردم، ذائقه مسخره کردن و سرسری گرفتن و کم ارزش دانستن کارها و نظرات (و در اینجا، مبارزات افراد) به شدت در کل جامعه عمومیت دارد. این دقیقا چیزی بوده که حاکمیت می‌خواسته و ۳۱ سال برای رواج آن به شدت تلاش کرده: ما می‌گوییم شما با هم تفاوت دارید و یکسان نیستید و حقوق متفاوت دارید، پس بزنید بر سر یکدیگر و با زبان‌تان بسوزانید حیثیت هم را!

از طرفی، ۳۰۰‌هزار یزشک و دکتر و میلیون‌ها فوق‌لیسانس بی‌خاصیت تولید کرده و از طرف دیگر، میلیون‌ها نفر بی‌سواد باقی گذاشته، میلیون‌ها نفر سربازی رفته و صدها‌هزار نفر به ریش این میلیون‌ها نفر خندیده‌اند، صدها‌هزار نفر را بسیجی و جانباز و شهید کرده و به بعضی‌هاشان مزایا داده و میلیون‌ها نفر را بچه سوسول و ژیگولو و بالا شهری می‌خواند‌، میلیون‌ها نفر را چادری کرده و میلیون‌ها نفر را بدحجاب می‌خواند! میلیون‌ها کافر و میلیون‌ها باایمان! شیعه، سنی، ترک، رشتی، عرب، فارس، کرد، لر، میلیون‌ها معتاد... مثال‌ها بی‌شمار است.

حتما از خود می‌پرسید از بین بردن این شکاف‌ها سال‌ها زمان می‌برد. حال ما که حتی یک رسانه فراگیر نداریم چگونه می‌توانیم با یک دیوارنویسی چند کلمه‌ای چنین تاثیری بگذاریم؟ بله این شکاف‌ها با دیوار‌نویسی حل نمی‌شود ولی آیا نمی‌توان با طرح مطالب‌ها قابل فهم برای عموم که هم خواسته‌های اقتصادی‌-‌اجتماعی توده‌ها را دربر‌گیرد و هم اعتماد جنبش را بین توده‌ها بالا برد و هم آنها را تحریک کرده و به خود آورد، شروع به یکپارچه سازی کنیم؟


MerryPic

آیا توده‌ها با دیدن مدام کلمه سبز، رنگ سبز، بر روی دیوار و اسکناس چیزی دستگیرشان می‌شود و آماده جان‌فشانی می‌شوند؟ آیا آنها بیانیه‌های موسوی را خوانده‌اند؟ آیا مثل بچه‌های بالاترین از جزئیات فساد و جنایات رژیم با خبر هستند؟ آیا ماهواره‌‌ای دارند؟ آیا می‌دانند جنبش سبز چه می‌گوید و کلمه سبز چه معنایی دارد؟ و یا آن که از بس این کلمه تکرار شده ولی از آن سر در نیاورده‌اند و حملات رژیم را هم که می‌دانیم چگونه است آنرا مسخره می‌پندارند؟

مثال. چند روز قبل از ۲۲ بهمن بود و در پاساژ قائم در تجریش گذر می‌کردم که یک دختر خانم با تیپ معلم یا داشنجو (منظور ساده بودن است) دستبند سبزی به دست بسته بود و یک پسر بوتیک دار (که ابروها را نازک کرده و موهای سیخ سیخ و مملو از ژل و لباس آنچنانی داشت) وی را دید و به دوست یا همکارش گفت این رو نگاه کن هنوز سبز مونده! دخترک نگاهی کرد و به راه خود ادامه داد! آیا شما فکر می‌کنید این پسر با این شکل و شمایل از عشاق سید علی قاتل است؟ نخیر بر عکس مطمئن باشید صبح تا شب به بالا و پایین این حکومت بد و بیراه می‌گوید! ولی چرا برای تیکه انداختن به یک نفر کلمه سبز را که برای ما چنان مفهوم عمیق و تاثیر‌گذاری دارد به سخره می‌گیرد و بازیچه می‌پندارد؟

من بشخصه موارد این‌چنینی زیاد دیده‌ام، ایرانی جماعت که با زبان‌ش بالا و پایین مفاهیم مفهوم را یکی می‌کند آیا با تکرار مدام کلمه سبز و جنبش سبز از جانب ما که برای بسیاری نامفهوم است آب به آسیاب دشمن نمی‌ریزد؟

دیوارنویسی برای جذب رای‌دهندگان به احمدی نژاد

می‌دانیم بسیاری از توده‌های پایین دست و نا‌آگاه در انتخابات اخیر به احمدی نژاد رای دادند.

نکته. اکثر انسان‌ها شخصا دوست ندارند به میل‌شان به صورت کلامی اعتراف به اشتباه کنند.

ما باید این‌ها را هم از عناصر پیشرو جنبش کنیم. باید به آنها بگوییم خواسته‌های ما و شما یکی بوده ولی:
- شما گول ظاهر نامرتب و اصطلاحا کارگری این شخص (احمدی‌نژاد) را برای بار دوم خورده‌اید چون فکر می‌کنید چنین شخصی خود سختی کشیده است پس سختی کشیدگان را درک می‌کند و به کمک آنها می‌شتابد (همزاد پنداری)
- شما تحت فشار این نظام بوده‌اید ولی چون احمدی نژاد به سنبل سال‌های سال این نظام فاسد یعنی هاشمی رفسنجانی تاخته پس فکر می‌کردید دیگر ریشه فساد این نظام را خشک می‌کند ولی نمی‌دانستید خودش و رهبرش ام الافساد هستند.

نکته. حدودا چند نفری را می‌شناسم که با وجود مخالفت با نظام به احمدی نژاد رای داده‌اند! هر بار که با یکی از آنها حرف می‌زنم فوری قانع می‌شوند ولی بعدا از چند وقت دوباره می‌شنوم در جایی نشسته و گفته آره احمدی نژاد که آدم نیست ولی این سبزها اگر اومدن و بدتر شد چی؟ بی‌کارن می‌ریزن تو خیابون؟

عدم همراهی رای‌دهندگان به احمدی نژاد با جنبش سبز ۲ دلیل عمده دارد:
- عدم پذیرش اشتباه در انسان‌هاست که عمومیت داره.
- عدم توجه گسترده جنبش به آنهاست که آن‌ها را بی‌خاصیت کرده. باید بگوییم بابا درد ما یکی است. جنبش همون اهداف شما را دنبال می‌کند، این جنبش فراتر از رای به موسوی و احمدی نژاد است،‌ آن‌ها از شما سواستفاده کرده‌اند همانطور که از ما سو استفاده کردند تا بگویند همه به نظام رای دادند! نباید از لفظ احمدی‌نژادی‌ها استفاده کنیم، چون رای‌دهنده به وی که اگر حتی مخالف دو آتشه نظام هم باشد ناخودآگاه باوجودی که دیگر می‌داند وی کیست ولی باز هم صبر می‌کند تا یک نکته مثبت در وی و نکات منفی در طرف مقابل بیابد و بگوید آنقدرها هم اشتباه نکردم!

نتیجه‌گیری

تنها رسانه گسترده ما برای توده‌ها، دیوار‌‌نویسی و پخش خبرنامه و سی‌.دی. جنایات است که در این بین گسترده‌ترین و کم‌خرج‌ترین و در عین حال تاثیر‌گذار‌ترین روش، دیوار نویسی است. با توجه به مطالب گفته شده از طرح شعارهای نامفهوم مثل ۲۲ بهمن سبز یا راه سبز و Vی سبز... به سمت شعارهای اثر گذار با ماهیت اقتصادی-اجتماعی برویم:

- هموطن تا کی می‌خوای مثل کرم زندگی کنی؟
- سفره سپاهی پر مرغه / بس که حق مردم رو خورده
- می‌خوای نبینی که به فرزندت تجاوز می‌کنن پس چشمت رو ببند
- دست به دست هم تا آزادی
- فرزندش را کشتند، فردا نوبت توست
- هر روز فقیرتر از دیروز

مطلب اصلی و تیتر اصلی در وبلاگ زیرمی باشد
http://www.divarnevis.com/2010/02/blog-post_3948.html
که من چون یکبار با همان تیتر فرستادم در بالاترین به دلیل منفی‌ گرفتن زیاد به علت تیتر نا‌ مناسب پاک شد برا همین با تیتر بهتری در بالاترین قرار دادم چون احساس کردم مطلب خوبی‌ است

Sunday, February 14, 2010

برنامه جنبش سبز تا آخر سال

از ۸ تا ۱۵ اسفند همراه با آغاز هفته وحدت ما نیز به مدت یک هفته همگی‌ با لباس یا نماد سبز به خیابان می یاییم به طوری هفته را،هفته سبز می نامیم ،همان روز ۱۵ اسفند ،روز درخت کاریست که ما نیز با همان نماد سبز که بر تن‌ داریم یا به مچ خود بستیم ،یک بوته یا هر چیز دیگری را که به آن روبان سبز بستیم در زمین می کاریم که با این کار هم روز درخت کاری رو گرامی‌ می داریم و هم زمین رو سبز خواهیم کرد.روز ۱۷ اسفند یک مکان فرهنگی‌ هنری مثل میدان آزادی یا یک فرهنگسرا انتخاب می‌کنیم و همه آنجا جمع میشیم و راهپیمأیی سکوت انجام میدیم و از خانم زهرا رهنور می‌خواهیم که در این روز سخنرانی‌ کنه.۴شنبه آخر سال همگی‌ ساعت ۱۰ الله اکبر میگیم بر پشت بام خانه‌هایمان و ساعت ۱۱ با شمع و نماد سبز به خیابان می یا ییم و شمعی‌ برای شهدای سبز روشن می کنیم و مهمترین مناسبت که می تونیم ایجاد کنیم و مجوز نمی خواد جمعه آخر ساله که همه به بهشت زهرا میریم که ۳ مزیت داره :۱.اینکه به از دست رفته گانه فامیل خود سر می‌زنیم۲. به خانواده های شهدای آزادی تسلیت و تبریک می‌‌گوییم۳.اینکه روزی خود نیز خواهیم مرد پس چه بهتره با نام نیک بمیریم مثل نداها و سهراب‌ها

Archive