Monday, February 15, 2010

ضرورت عوض کردن دید جامعه نسبت به جنبش سبز

ضرورت عوض کردن نوع نوشته‌ها در دیوارنویسی‌ها؛ نفوذ در توده‌ها

- ۱۳ آبان سبز
- جنبش راه سبز
- ۲۲ بهمن سبز
- V
- مرگ بر دیکتاتور


MerryPic

آیا این شعارها تحریک کننده است؟ آیا در این شعارها از خواسته‌های حداقلی اقشار مختلف جامعه گفته شده است؟ منظور مشکلات اقتصادی و آزادی‌های فردی و اجتماعی است؟ تکرار می‌کنم آیا این شعار‌ها تحریک کننده است؟

آیا نماد سبز من, باید به سخره گرفته شود؟

به دلیل تربیت حکومتی-سنتی اعمال شده بر مردم، ذائقه مسخره کردن و سرسری گرفتن و کم ارزش دانستن کارها و نظرات (و در اینجا، مبارزات افراد) به شدت در کل جامعه عمومیت دارد. این دقیقا چیزی بوده که حاکمیت می‌خواسته و ۳۱ سال برای رواج آن به شدت تلاش کرده: ما می‌گوییم شما با هم تفاوت دارید و یکسان نیستید و حقوق متفاوت دارید، پس بزنید بر سر یکدیگر و با زبان‌تان بسوزانید حیثیت هم را!

از طرفی، ۳۰۰‌هزار یزشک و دکتر و میلیون‌ها فوق‌لیسانس بی‌خاصیت تولید کرده و از طرف دیگر، میلیون‌ها نفر بی‌سواد باقی گذاشته، میلیون‌ها نفر سربازی رفته و صدها‌هزار نفر به ریش این میلیون‌ها نفر خندیده‌اند، صدها‌هزار نفر را بسیجی و جانباز و شهید کرده و به بعضی‌هاشان مزایا داده و میلیون‌ها نفر را بچه سوسول و ژیگولو و بالا شهری می‌خواند‌، میلیون‌ها نفر را چادری کرده و میلیون‌ها نفر را بدحجاب می‌خواند! میلیون‌ها کافر و میلیون‌ها باایمان! شیعه، سنی، ترک، رشتی، عرب، فارس، کرد، لر، میلیون‌ها معتاد... مثال‌ها بی‌شمار است.

حتما از خود می‌پرسید از بین بردن این شکاف‌ها سال‌ها زمان می‌برد. حال ما که حتی یک رسانه فراگیر نداریم چگونه می‌توانیم با یک دیوارنویسی چند کلمه‌ای چنین تاثیری بگذاریم؟ بله این شکاف‌ها با دیوار‌نویسی حل نمی‌شود ولی آیا نمی‌توان با طرح مطالب‌ها قابل فهم برای عموم که هم خواسته‌های اقتصادی‌-‌اجتماعی توده‌ها را دربر‌گیرد و هم اعتماد جنبش را بین توده‌ها بالا برد و هم آنها را تحریک کرده و به خود آورد، شروع به یکپارچه سازی کنیم؟


MerryPic

آیا توده‌ها با دیدن مدام کلمه سبز، رنگ سبز، بر روی دیوار و اسکناس چیزی دستگیرشان می‌شود و آماده جان‌فشانی می‌شوند؟ آیا آنها بیانیه‌های موسوی را خوانده‌اند؟ آیا مثل بچه‌های بالاترین از جزئیات فساد و جنایات رژیم با خبر هستند؟ آیا ماهواره‌‌ای دارند؟ آیا می‌دانند جنبش سبز چه می‌گوید و کلمه سبز چه معنایی دارد؟ و یا آن که از بس این کلمه تکرار شده ولی از آن سر در نیاورده‌اند و حملات رژیم را هم که می‌دانیم چگونه است آنرا مسخره می‌پندارند؟

مثال. چند روز قبل از ۲۲ بهمن بود و در پاساژ قائم در تجریش گذر می‌کردم که یک دختر خانم با تیپ معلم یا داشنجو (منظور ساده بودن است) دستبند سبزی به دست بسته بود و یک پسر بوتیک دار (که ابروها را نازک کرده و موهای سیخ سیخ و مملو از ژل و لباس آنچنانی داشت) وی را دید و به دوست یا همکارش گفت این رو نگاه کن هنوز سبز مونده! دخترک نگاهی کرد و به راه خود ادامه داد! آیا شما فکر می‌کنید این پسر با این شکل و شمایل از عشاق سید علی قاتل است؟ نخیر بر عکس مطمئن باشید صبح تا شب به بالا و پایین این حکومت بد و بیراه می‌گوید! ولی چرا برای تیکه انداختن به یک نفر کلمه سبز را که برای ما چنان مفهوم عمیق و تاثیر‌گذاری دارد به سخره می‌گیرد و بازیچه می‌پندارد؟

من بشخصه موارد این‌چنینی زیاد دیده‌ام، ایرانی جماعت که با زبان‌ش بالا و پایین مفاهیم مفهوم را یکی می‌کند آیا با تکرار مدام کلمه سبز و جنبش سبز از جانب ما که برای بسیاری نامفهوم است آب به آسیاب دشمن نمی‌ریزد؟

دیوارنویسی برای جذب رای‌دهندگان به احمدی نژاد

می‌دانیم بسیاری از توده‌های پایین دست و نا‌آگاه در انتخابات اخیر به احمدی نژاد رای دادند.

نکته. اکثر انسان‌ها شخصا دوست ندارند به میل‌شان به صورت کلامی اعتراف به اشتباه کنند.

ما باید این‌ها را هم از عناصر پیشرو جنبش کنیم. باید به آنها بگوییم خواسته‌های ما و شما یکی بوده ولی:
- شما گول ظاهر نامرتب و اصطلاحا کارگری این شخص (احمدی‌نژاد) را برای بار دوم خورده‌اید چون فکر می‌کنید چنین شخصی خود سختی کشیده است پس سختی کشیدگان را درک می‌کند و به کمک آنها می‌شتابد (همزاد پنداری)
- شما تحت فشار این نظام بوده‌اید ولی چون احمدی نژاد به سنبل سال‌های سال این نظام فاسد یعنی هاشمی رفسنجانی تاخته پس فکر می‌کردید دیگر ریشه فساد این نظام را خشک می‌کند ولی نمی‌دانستید خودش و رهبرش ام الافساد هستند.

نکته. حدودا چند نفری را می‌شناسم که با وجود مخالفت با نظام به احمدی نژاد رای داده‌اند! هر بار که با یکی از آنها حرف می‌زنم فوری قانع می‌شوند ولی بعدا از چند وقت دوباره می‌شنوم در جایی نشسته و گفته آره احمدی نژاد که آدم نیست ولی این سبزها اگر اومدن و بدتر شد چی؟ بی‌کارن می‌ریزن تو خیابون؟

عدم همراهی رای‌دهندگان به احمدی نژاد با جنبش سبز ۲ دلیل عمده دارد:
- عدم پذیرش اشتباه در انسان‌هاست که عمومیت داره.
- عدم توجه گسترده جنبش به آنهاست که آن‌ها را بی‌خاصیت کرده. باید بگوییم بابا درد ما یکی است. جنبش همون اهداف شما را دنبال می‌کند، این جنبش فراتر از رای به موسوی و احمدی نژاد است،‌ آن‌ها از شما سواستفاده کرده‌اند همانطور که از ما سو استفاده کردند تا بگویند همه به نظام رای دادند! نباید از لفظ احمدی‌نژادی‌ها استفاده کنیم، چون رای‌دهنده به وی که اگر حتی مخالف دو آتشه نظام هم باشد ناخودآگاه باوجودی که دیگر می‌داند وی کیست ولی باز هم صبر می‌کند تا یک نکته مثبت در وی و نکات منفی در طرف مقابل بیابد و بگوید آنقدرها هم اشتباه نکردم!

نتیجه‌گیری

تنها رسانه گسترده ما برای توده‌ها، دیوار‌‌نویسی و پخش خبرنامه و سی‌.دی. جنایات است که در این بین گسترده‌ترین و کم‌خرج‌ترین و در عین حال تاثیر‌گذار‌ترین روش، دیوار نویسی است. با توجه به مطالب گفته شده از طرح شعارهای نامفهوم مثل ۲۲ بهمن سبز یا راه سبز و Vی سبز... به سمت شعارهای اثر گذار با ماهیت اقتصادی-اجتماعی برویم:

- هموطن تا کی می‌خوای مثل کرم زندگی کنی؟
- سفره سپاهی پر مرغه / بس که حق مردم رو خورده
- می‌خوای نبینی که به فرزندت تجاوز می‌کنن پس چشمت رو ببند
- دست به دست هم تا آزادی
- فرزندش را کشتند، فردا نوبت توست
- هر روز فقیرتر از دیروز

مطلب اصلی و تیتر اصلی در وبلاگ زیرمی باشد
http://www.divarnevis.com/2010/02/blog-post_3948.html
که من چون یکبار با همان تیتر فرستادم در بالاترین به دلیل منفی‌ گرفتن زیاد به علت تیتر نا‌ مناسب پاک شد برا همین با تیتر بهتری در بالاترین قرار دادم چون احساس کردم مطلب خوبی‌ است

No comments:

Post a Comment